تبليغاتX
بوی گل یاس

پنجشنبه 1385/02/21

نمایشگاه کتاب یا نمایشگاه عرضه ...

بنام خدا

و خداوند عشق را به همراه خیلی چیزهای دیگر افرید

واز ان جمله خرد و عقل است که جالب است بدانید به همه داده اندحتی به بچه پلنگ دریایی چه برسد به ما

و انگاه که خداوند به ادمی عقل داد ادمی از ان بهره ها گرفت وحاصل این بهره گیری را در مستطیل های محجمی قرار داد که بعد ها به ان "کتاب" گفتندتا ادمیان بعد از خودشان را از معلوماتشان محظوظ

و بهره ورکنند.کسانی که یک مقدار سنشان بیشتر است می گویند اولین کتاب را یونانیان نوشته اندحالا

کی به کیه ما میگوییم ایرانیان نوشته اندوجشنی به همین مناسبت برگزار کردندکه بعد ها به نمایشگاه کتاب معروف شد

البته در اوایل که این جشنها بر پا می شد مثلا زمان حضرت فردوسی و هم سنگران فقط اساتید ودانشجویان با ارائه کارت یا گواهی اشتغال به تحصیل ویا فیش وامی که از مکتبخانه می گرفتند می توانستند وارد شوندولی بعدها در زمان سلطان مسعود غزنوی وزیر فرهنگ وقت یعنی حسنک وزیر دستور داداین محدودیت برداشته شودوهمه اعم از دزدان سرگردنه ودریایی و... را نیز به این نمایشگاه راه دهند تا بلکه در جوار اهل علم خود را در زلال معرفت بشویندوعافیت طلبی را سر لوحه امور کنند

ولی ای دل غافل  ان عده هم که طریق معرفت یافته بودند قالب تهی کردندو واترقیدند

وثمره این تغییر کهن انکه امروز در نمایشگاه کتاب فقط کتاب نیست که به نمایش در امده بلکه عده ای اهل تدبیر(که همانا نوادگان ان دزدان سر گردنه اند که امروزه به دزدان فرهنگی معروفند) در کنار کتاب نمایشگاه های زیادی را به طور محلول بر پا میکنند که از ان جمله اند:

۱-انواع مانتوهای کوتاه وکوتاه تروکوچک وکوچکتر و نازک ونازکتر(البته با ماینکن متحرک)

۲-انواع لوازم ارایشی رنگی وسیاه وسفید

۳-انواع جوراب وکیف و کفش زنانه

و...

یادم می ایدمرحوم فردوسی یک شب به خوابم امد ودر حالیکه با دست به محل دائمی نمایشگاههای تهران اشاره میکردگفت:"صلاح کار کجاواین بیچاره ها کجا             ببین ما کجا بودیم واین بینواها کجا"و درحالیکه اشک می ریخت وبغض گلویش را گرفتهبود به فردی که در کنارش بود اشاره کرد وگفت پسرم جمالزاده تو ادامه بده ومرحوم جمالزاده که گویی در بک گراندش تصویری از ژنو بود گفت:

                                              "زکه نالیم که از ماست که بر ماست"

اگر حسنک وزیر ان روز ان تصمیم را نمی گرفت امروز حداقل در نمایشگاه کتاب از دیدن حوریان (که خاضعانه بهشت را رها کرده اند و به همین ارض ادنی قناعت کرده اند )و ملائکی که دائما دور انها می گردند کامیاب نمی شدیم.

                                                                                          "والله بما نعمل بصیر"

 

نوشته شده توسط در |  لینک ثابت   •