تبليغاتX
بوی گل یاس

چهارشنبه 1386/02/12

من و استاد....

قبلش کلی فکر کرده بودم...فکر به اینکه از دستش دادم...دیگه کجا مثل اون رو می شه پیدا کرد و از این چیزها

بالاخره یکی از کتابهاش رو خوندم ...تا اخر.... فهمیدم...خیلی چیزها رو از همون یک کتابش فهمیدم

کتاب بعدی ......کتاب بعدی ......رو هر صفحشون کلی فکر می کردم و از هر خطش یک دنیا چیز یاد می گرفتم...

شاید بعد از خوندن کتابهاش بود که فهمیدم خیلی استاد... کلاس دوم سوم دبیرستان بودم

متن رو ی جلد همه ی کتابهاش یکی بود ولی همیشه می خوندمشون....

وقتی اومدم دانشگاه کلی ادم می  دیدم که بهشون می گفتند "استاد" ...

چند ماهی تو ذهنم در گیر بودم و به جای استاد میگفتم "معلم" تا اینکه برام عادی شد...

دیگه به معلم میگفتم "استاد" وبه استاد می گفتم "شهید"

اره مگه ما چند تا "استاد شهید مرتضی مطهری "داریم که بی خیالشون بشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

روح اون شاد باشد وروح ما غافل مباد...

نوشته شده توسط در |  لینک ثابت  

سه شنبه 1386/02/11

می رسد ایام گرما ای دریغا مرحمی...

اقا گرمه .گرم.

از خونه که میایید بیرون با یک دست باید جای حملات شب گذشته ی پشه ها رو بخارونی

و با یک دست دیگر باید خودت رو متوالیا باد بزنی.

بلافاصله تا خنک شدی  باید مگس های دور سرت رو کیش کنی که کله ی مبارکت رو با سطل زباله اشتباه گرفتند.(بس که هوا گرمه مخ مگس ها هم هنگ کرده.بنده های خدا!!!)...

سوار سرویس که شدییم دست وپامون رو از پنجره می گیریم بیرون تا خنک تر بشیم.

حالا خدا نکند تو دانشگاه در دانشکده ی معظم فنی کلاس داشته باشید که دهانت مسواک می شود.

تو هر کلاس دو تا توربو ژنراتور گذاشتند مثل همون توربوهای اسپانیایی تونل رسالت که فقط اشکالش اینه قدمتشونبرابر کاروانسرای شاه عباسی داره.بنابراین فقط صدا ایجاد می کنه ولاغیر....

بعضی وقتها که سرکلاس گرما تا استخوان نفوذ می کنه پاهام رودر میارم و می گذارم روی  کفشام تا یک هوایی بخورند ودعامون کنند.بعد با کاغذی و کتابی و ... خودمون رو تا ته باد می زنیم اینقدر باد می زنیم تا استاد از کلاس پرتمون کند بیرون...

به قول یکی از دوستان که سابقه دیرینه ای در دوره های زمین شناسی دارد" دانشگاه سمنان در دوره اول زمین شناسی ساخته شده که در اون دوره هوای سمنان مثل شمال بود...(فکر کن ...!!!)

بنابراین از سیستم خنک کننده ی خوبی برخوردار نیست". دیگه باید ببخشید. دانشجو شدید که چه؟؟؟؟دانشجو اگر درد نکشد کی میخواد فردا مشکلات ملت رو حل کند؟؟؟

 اقا جان اگر اون موقع چیلرو کولر و... نگذاشتند والان هم امکان نصب کانال کولر نیست .می تونید چند تا پنکه(از همونایی که تند تند می چرخه باد می زنه بعد ادم خنک می شه ها) بخریدتو هر کلاس یکی فقط یکی بگذارید به خدا خنک می شیم ثواب هم  دارد.بابا پدر و مادر ما با هزارتا ارزو ما رو سپردن دست شما ....

اصلا  اگر شما چنین منتی بر سر ما بگذارید نیروی انتظامی هم از شما قدردانی می کند  چون از مصادیق نا هنجاری های اجتماعی کم میشود.

یک دفعه سر کلاس نشسته بودیم . یکی از بچه ها که خیلی گرمایی بود بی هوش شده بود  ومگس ها تمام صورتش رو پوشونده بودند من هم که مجذوب در س استاد بودم ناگهان برگشتم واون وضع رو که دیدم اونقدر جیغ و هوار کشیدم که همه ی بچه های کلاس از خواب پریدند.

اقا جان اگر پول پنکه ندارید حداقل توی هر کلاس یک حشره کش بگذارید تا ما از خودمون دفاع کنیم.

واماهمون روز... فکرمی  کنم روز دوشنبه بود.کلاس ساعت یک بود وما بعد از تناول نهار نشسته بودیم سرکلاس.چند تا از بچه ها دیر اومدند .استاد  هم که سر یک مسئله دچار بحران شده بود ودود از گوشاش بیرون می زد دنبال یک بهانه می گشت که یک جوری خودش رو خالی کند.تا بچه ها بهش سلام کردند کفششو در اورد و پرت کرد طرف بچه ها .بچه ها هم فرار کردن تو راهرو .استاد همینجوری که نعره می زد دوید دنبال هم کلاسی های بیچاره ی ما.این بدو اونها بدو.خلاصه ده  یازده نفری رفتیم استاد رو گرفتیم و با باد بزن واب قند ارومش کردیم.

بعد از کلاس تا کلاس بعدی رفتیم تو فضای سبز دانشگاه یک صندلی گیر بیاریم بشینیم .سوسک ها  روی  در و دیوار دانشگاه نشسته بودند و کر کر به ما می خندیدند.

رو ی نیمکتها هم مارمولک ها و رتیل ها مشغول برنزه کردن خودشون بودند وبرای ما خط ونشون می کشیدند. خلاصه رفتیم توی سایت که خنک بشیم . همه ریخته بودند تو سایت ویک مترمربع  هم خالی نبود.

از فنی دویدیم رفتیم مسجد . رسیدیم به مسجد و رفتیم تو ..."گویی کزین جهان به جهان دگر شدم"

خیلی خنک بود..خدا قسمت بکند ...  دو رکعت نماز شکر خوندیم  و بعد از اینکه به دمای تعادل رسیدیم چهار کنج مسجد رو بوسیدیم و اومدیم بیرون.

...فوقع ما وقع...

القصه سرتون رو درد نیارم .به قول یکی از اساتید دروس عمومی که می فرمایند "من قائل به بحث های عمیق با بچه های فنی نیستم"  ما هم قائل به بحثهای عمیق نیستیم چون ممکنه بعضیها غرق بشوند.ولی  به قول همون استاد قبلی"شما را به خدا ببینید.خربد چند تا پنکه برای کلاسهای فنی که مثل ربات سازی نیست پول زیاد بخواد "...مگه نه؟؟؟

در پایان خودم وهمه ی شما دانشجویان را به صبر دعوت می کنم که"ان ا... مع الصابرین".

  **************"الهم ارزقنا پنکتا ارزانا. الذی هو یخنکنا و نحن معه مسرورا"***********

نوشته شده توسط در |  لینک ثابت   •