بوی گل یاس
سر خدمت تودارم بخرم به لطف و مفروش × که چو بنده کمتر افتدبه مبارکی غلامی
چهارشنبه 1386/02/12
من و استاد....
قبلش کلی فکر کرده بودم...فکر به اینکه از دستش دادم...دیگه کجا مثل اون رو می شه پیدا کرد و از این چیزها
بالاخره یکی از کتابهاش رو خوندم ...تا اخر.... فهمیدم...خیلی چیزها رو از همون یک کتابش فهمیدم
کتاب بعدی ......کتاب بعدی ......رو هر صفحشون کلی فکر می کردم و از هر خطش یک دنیا چیز یاد می گرفتم...
شاید بعد از خوندن کتابهاش بود که فهمیدم خیلی استاد... کلاس دوم سوم دبیرستان بودم
متن رو ی جلد همه ی کتابهاش یکی بود ولی همیشه می خوندمشون....
وقتی اومدم دانشگاه کلی ادم می دیدم که بهشون می گفتند "استاد" ...
چند ماهی تو ذهنم در گیر بودم و به جای استاد میگفتم "معلم" تا اینکه برام عادی شد...
دیگه به معلم میگفتم "استاد" وبه استاد می گفتم "شهید"
اره مگه ما چند تا "استاد شهید مرتضی مطهری "داریم که بی خیالشون بشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
روح اون شاد باشد وروح ما غافل مباد...
نوشته شده توسط
در | لینک ثابت
